تبليغاتX
دنــیـــای هــســتــی

دنــیـــای هــســتــی

رد پای خدا ...

 

تصوري داشتم خيال مي كردم كه در كنار ساحل با خدا قدم مي زنم درآسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

در هر قسمت جاي دو پا ديدم يكي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا

وقتي آخرين تصوير زندگيم را ديدم به جاي پا روي شن ها نگاه كردم

ديدم كه چندين زمان در زندگيم يك جاي پا بيشتر نيست دريافتم كه اين در سخت ترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده...

براي رفع ابهام از خدا سوال كردم

خدايا فرمودي كه اگر به تو ايمان بياورم هيچ زماني مرا تنها نخواهي گذاشت ،

ديدم كه در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يك جاي پا بيشتر نيست...

چرا در زماني كه بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتي ؟

خدا فرمود :فرزند عزيزم تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم ،

در مواقع سخت اگر يك جاي پا مي بيني،

در آن لحظات تو را به دوش كشيده ام ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 16:10  توسط هــســتـــي  | 

زندگی...

 

 

زندگي سبزترين آيه در انديشه برگ ...

زندگي خاطر دريايي يك قطره در آرامش رود ...

زندگي حس شكوفايي يك مزرعه در باور بذر ...

زندگي باور درياست در انديشه ماهي در تنگ ...

زندگي ترجمه روشن خاك است در آيينه عشق ...

زندگي فهم نفهميدن هاست ...

زندگي پنجره اي باز به دنياي وجود ...

تا كه اين پنجره باز است جهاني با ماست ...

آسمان، نور ،خدا ،عشق ،سعادت با ماست ...

فرصت بازي اين پنجره را دريابيم ...

در نبنديم به نور در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم ...

پرده از ساحت دل برگيريم ...

رو به اين پنجره با شوق سلامي بكنيم ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 15:13  توسط هــســتـــي  |